![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
به نام خدا سلام من تــحت تــــاثير نگاهـــــت خيس بودم در فصل نم گير نگاهت خيـــس بودم بايد بــــگويم از همــــان روز ازل مـــن با دست تقدير نگاهـــت خيـس بودم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:29 توسط زهرا |
|
|
به نام خدا سلام نمي دونم چرا در ادبيات شب رو مظهر پليدي ظلم خفقان جهل و...دونستن علي ان شير خدا شاه عرب الفتي داشته با اين دل شب دوش می آمد و رخساره برافروخته بود دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند دوش از مسجد سوی میخانه امد پیر ما دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت مشکل خویش بر پیر مغان برم دوش به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتیم مرغ شب خوان را بشارت باد کاندر راه عشق دوست را با ناله شب های بیداران خوش است گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است هرچند خورشید این کره خاکی رادر روز نورباران می کند ولی خورشید شعر الهام وحی رادمردی اخلاص یتیم نوازی عشق محبت و...درشب طلوع می کند و از این روست که خدای شب نیز به شب سوگند یادکرده است:واللیل اذا یغشی ومن اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:44 توسط زهرا |
|
|
به نام خدا سلام امشب کمر ستاره را ماه شکست یک شعر سپید گریه در چاه شکست یک یاس کبود پشت در گشت شهید قلب همه شکوفه ها آه شکست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 18:20 توسط زهرا |
|
|
به نام خدا سلام
بانوی زخم خورده خوبم نجیب من تفسیر سبز آیه ی امن یجیب من حورای باغ بهشتی گل رسول مرضیه مطهره ام حضرت بتول همراز جبرئیل خدا ای محدثه زیباترین دلیل خدا ای محدثه خاتون سبز پوش غزل های پنجره فریاد خیس و جاری دل سوی حنجره با تو تمام باغ خدا سبز بود و سبز جنگل، پرنده، عشق، هوا سبز بود و سبز بانوی من بهشت مساوی است با دلت کانون پاک عشق، محبت، صفا دلت ای یادگار آبی فصل ترانه ام از زندگی بدون تو گم شد بهانه ام هر چند در هجوم خزان سوخت بال تو گریه نصیب من شد و فردوس مال تو بانو ببخش بی تو ببین که طرح قفس می کشم هنوز تصویر یاس پاک و کبودی به پشت در تصویر زخم سینه و سوز دل و جگر بی تو حدیث پنجره یک شعر نا تمام بی تو تمام زندگی ام سوخت والسلام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 10:31 توسط زهرا |
|
|
به نام خدا سلام دلم شاگرد افلاطون عشقت خراب باده گلگون عشقت خدا داند که سرپیچی نکردم برای یک دم از قانون عشقت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23:21 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ن و القلم و ما یسطرون
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|