![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
به نام خدا سلام
در ازدحام جمعه ها دلم کبود شد نیامدی در انتظار دیدنت هزار ندبه دود شد نیامدی
تمام سال یک طرف وجمعه های سال یک طرف تمام عمر من به جمعه ها حسود شد نیامدی
تو صالح پیمبری که در نبود چشم های تو قبایل تمام شهرهاثمود شد نیامدی
دخیل بسته ام دوباره یک غزل فقط برای تو اگر چه شعرمن بدون تو خمود شد نیامدی
تونرگسی ترین گل شقایق بنفشه ها شدی وباز در مسیر تو ترانه رود شد نیامدی
مسافر عزیز من تمام هستی من وخدا بدون تو دلم بدون تار وپود شد نیامدی
و باز جمعه آمد و شکوفه زد تمام ندبه های من در ازدحام جمعه ها دلم کبود شد نیامدی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 5:24 توسط زهرا |
|
|
سلام آن روز که دین عشق کامل می شد یک قطعه رباعی سند دل می شد دستان خدایی علی بالا رفت گل بود که با سبزه حمایل می شد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدای عشق وعرفانم تو هستی وابراهیم دورانم تو هستی نوشته بر دلم با خط کوفی که محراب دل وجانم تو هستی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 19:9 توسط زهرا |
|
|
به نام خدا سلام
یک جفت چشم میشی و یک لب گل انار یک نخل سبزقامت ویک زلف تابدار
مثل همیشه باز دلم آب می شود با جزر و مد چشم تو ای سبز آبدار
احساس می کنم که شهید لبت شدم لب نیست پاره آتش سرخی است پرشرار
قمصر که دیدسرخی گل های دامنت طرح گلاب ریخت به دامان جویبار
فصل گلاب گیری لبهات می رسد اردیبهشت من گل بوسه به من ببار
حالابیا به آخر شعرم شکوفه کن مثل غروب جمه ی تقویم در بهار
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 10:37 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ن و القلم و ما یسطرون
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|